شهرآرا:

وحيد حسيني:
كدام يك از ما شخصيتهاي جذاب كارتونهاي دوران كودكيمان را فراموش كردهايم؟ بعيد ميدانم كسي پيدا شود كه يك گوريل بنفش 15متري يا مار دراز چاپلوس و بيقواره را از ياد برده باشد. آخر چه كسي ميتواند شيپورچي بدجنسي كه سربهسر پسر شجاع ميگذاشت، روباه مكاري كه هميشه پينوكيو را فريب ميداد، روباه ديگري كه قهرمان تودههاي بينواي جنگل بود، فرانچي تخسي كه همه از دستش به عذاب بودند، هواپيماي جمبوجت كوچولو و... را به خاطر نياورد؟! امابيگمان صاحبان ايراني صداهاي ماندگار اين شخصيتها براي كمتر كسي شناخته شدهاند. امروز به جز اندك شماري از علاقهمندان كسي منوچهر واليزاده (لوك خوششانس)، ژرژ پطروسي(رابينهود)، جواد پزشكيان(هيس در «رابينهود»)، صادق ماهرو (گوريل انگوري)، مهدي آژير(تنسي تاكسيدو)، مرتضي احمدي(روباه مكار در «پينوكيو»)، اصغر افضلي(وروجك در «وروجك و آقاي نجار» و شيپورچي در «پسر شجاع»)، مهوش افشاري(پسرشجاع)، نادره سالارپور(پينوكيو)، ناهيد اميريان (لوسيمي در «مهاجران» و آنت در «بچههاي آلپ») و... را نميشناسد. هنرمندان نهچندان شناختهشدهاي كه ماندگارترين شخصيتها را در خاطرات كودكي ما رقم زدند. در سالهاي اخير چهرههاي جوانتري به جمع دوبلورهاي ايراني افزوده شدهاند كه توليدات فراوان محصولات پويانمايي ظهور ايشان را ناگزير كرده است. چهرههايي كه دستكم از بزرگان و پيشكسوتان دوبلاژ –كه در گمنامي آنان سخن رانديم- ناشناختهترند. گفتگوي زير با يكي از همين گويندگان و مدير دوبلاژهاي جوان كه اتفاقا همشهري خود ماست صورت گرفته است. با هم صحبتهاي محمدرضا صولتي، گوينده 35ساله مشهدي را ميخوانيم:
از چه زماني وارد عرصه دوبله شديد؟
وقتي خيلي كم سن و سال بودم با ميكروفون روي فيلمهاي ويدئويي صحبت ميكردم، بحث توانمندي يا ناتواني نبود، فقط احساس ميكردم به اين كار علاقه دارم، تا اينكه دوستي زنگ زد و خبر داد كه در تهران براي دوبله فيلم «تايتانيك» (نسخهاي به جز ساخته كامرون كه به عنوان تايتانيك تقلبي از آن نام برده ميشد) تست گويندگي ميگيرند. اين بود كه راهي تهران شدم و تست دادم. در نسخههايي كه از آن فيلم الان موجود است صداي تست من وجود دارد. بعدها در سال 84-83 به انجمن گويندگان جوان در تهران پيوستم. قرار بر اين شد كه در زمينه دوبله انيميشن كار كنيم. در كارهايي كه دوبله مي كردم سعي در تيپسازي داشتم كه يا بهصورت تقليدي از كار بزرگان دوبله انجام ميگرفت و يا با تيپهاي ساخته خودم. مدتي بعد علاوه بر گويندگي، مديريت دوبلاژ را نيز عهدهدار شدم.
تاكنون دوبله چه كارتونهايي را برعهده داشتهايد؟
دقيقا حضور ذهن ندارم كه چه تعداد كار دوبله داشتهام، اما چيزي در حدود 40مورد ميشود. نخستين كاري كه به عهده گرفتم كارتون «طعمه كوسه» بود كه در آن گويندهي دو سه نقش اصلي ودر مجموع 7 نقش بودم. ازديگر نقشهايي كه به جاي آنها حرف زدم شخصيت «ماتر» در انيميشن «ماشينها» بودكه اين ماشيندنداندار، محبوبيت زيادي پيدا كرد. شخصيت «پاتريك» در مجموعه «باباسفنجي» ديگر شخصيت محبوبي بودكه صداپيشگي آن را من انجام دادم. در سري جديد اين كارتون به جاي خود «باباسفنجي» صحبت ميكنم. «سيد» و دو برادر موشخرما در «عصر يخبندان» و «آقاي ايمني» در سري جديد «آقاي ايمني و پدربزرگ» هم از جمله فعاليتهاي گويندگي من هستند و بيش از اين اگر بخواهيد ميتوان به «خوشقدم» و «شير شاه1» اشاره كرد.
آيا تنها در زمينه دوبلهي انيميشن فعاليت داريد؟
اينطور نيست؛ من فيلمهاي به اصطلاح رئال هم دوبله كردهام؛ كارهايي چون «فرزندان بشر»، «تايتانيك»، «به رنگ نارنجي» و «جستجوگر تاريكي» ميتوانند مثالهاي مناسبي براي تاييد اين امر باشند، اما طبق يك قرارداد لفظي قرار بر اين شد كه ما (انجمن گويندگان جوان) تنها انيميشن دوبله كنيم و سنديكاييها فيلم. ما بر سر قولمان هستيم، اما گاه ديده ميشود كه كارتوني را كه خبر دوبله آن از سوي ما انتشار يافته، به وسيله آنها بهصورت شتابزده و با كيفيت پايين دوبله و وارد بازار ميشود. اين است كه تصميم گرفتهايم از اين به بعد بيسروصدا و بدون اعلام نام انيميشنهايي كه در دست دوبله داريم كارمان را انجام دهيم.
سنديكاييها؟
انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم يا سنديكاييها، همان گويندگاني هستند كه صداي آنها را از تلويزيون ميشنويد؛ قديميترها و پيشكسوتان عرصه دوبله.
با آنها تا به حال همكاري نداشتهايد؟
ما از خدا ميخواهيم با آنها همكاري كنيم، چراكه هر چه ياد گرفتهايم از هنر آنها بوده است و در واقع شاگردان غيرمستقيم ايشان بهشمار ميآييم، هرچند ما را نديده باشند؛ اما آنها قانوني گذاشتهاند كه برطبق آن اگر كسي از سنديكاييها بخواهد با ما كار كند از انجمن اخراج ميشود، اين است كه رئيس ما هم چنين قانوني را در انجمن خودمان گذاشت، البته ما روزهاي اول بنا را بر تلفيق گذاشته بوديم و ميخواستيم در كنارشان بنشينيم و بر اندوختههاي خود بيفزاييم كه متاسفانه زمينهاش فراهم نشد.
وضعيت دوبله در مشهد چگونه است؟
تا يكي دو سال پيش در مشهد صحبتي از دوبله نبود، در واقع به جز تهران در هيچ كجاي ايران دوبله، وجود نداشت؛ اين بود كه علاقهمندان اين عرصه ناچار ميشدند كه به تهران بيايند، البته چند نفر از دوستان ما كارهايي تحت عنوان «دوبله مشهدي» انجام ميدادند كه طي آنها داستان كلا تغيير ميكرد و بيشتر براي فراهم ساختن لحظاتي مفرح صورت ميگرفت. من اين كارها را به عنوان دوبله قبول ندارم. بعد
موسسه ويدئورسانه پارسيان به عنوان تنها ویدئو رسانه شهرستاني تصميم گرفت تا آنجا كه ممكن است توليدات انيميشن خودر ا خود دوبله كند. اين موسسه چند نفري را به عنوان گوينده پيدا كرد و از آنها تست گرفت. بعد كلاسهايي را برگزار كرد كه من به عنوان مدرس آن كلاسها حضور يافتم. چند ماهي ميشود كه با گروه 8-7 نفره خود با هم كارهاي پخش كشوري را دوبله ميكنيم.
اين گروه مشهدي از چه طيفهايي تشكيل ميشود؟
چند نفري كه از قبل در گروه بودند، چند نفري از بيرون و از جمع تئاتريها و صداپيشگان آورديم، باقي هم كساني بودند كه پيش ما تست داده بودند.
مگر مشهد صداپيشه داشت؟
منظورم از صداپيشگان گويندگان و مجريهاي راديو و تلويزيون است كه كار اجراي برنامهها يا گويندگي برنامههاي عروسكي را انجام ميدادند.
صداي تئاتريها را چطور ديديد؟
تئاتريها چون ناچارند با صداي خود خيلي خوب بازي كنند تا تماشاگران آخر سالن هم صداي آنها را بشنوند بايد وسعت صداي بالايي داشته باشند و صدا را بشناسند، اين است كه در امر دوبله معمولا بهتر از ديگران عمل ميكنند. در اينجا ايرادي وجود دارد؛ ما دوبلورها بايد با صدايمان احساس را منتقل كنيم، اما تئاتريها با حركت سروكار زيادي دارند، به همين دليل روزهاي اول برايشان دشوار است كه احساسات را در عرض چند ثانيهاي كه لب و دهن شخصيت كارتوني تكان ميخورد، بيان دارند.
دوبله انيميشن را در مقايسه با فيلم چگونه ميبينيد؟
تفاوت چنداني بين آنها وجود ندارد، اما از آنجا كه دست انيماتور در ساختن شخصيتها بازتر است كار دوبلور انيميشن تا اندازهاي مشكل ميشود؛ در انيميشن بايد تجسم درستي از سگ و اردكي كه لب و دهان درست و حسابي ندارند، اما حرف ميزنند داشته باشي؛ مگر در طول زندگي آدم چند شخصيت با چشم چپ و دماغ قرمز و دهان باز ميبيند؟! يك دوبلور براي كار انيميشن ناچار است به اندازه بازيگر خوب و حتي بهتر از او باشد.
در دوبله كدام دسته از كارتونها با دشواري بيشتري روبهرو هستيد؟
در برخي از انيميشنهاي ژاپني، چيني و كرهاي، لب و دهان شخصيتها خيلي با زبان ما هماهنگ نيست، زيرا انيماتور يك لحظه دهان شخصيت را باز و بسته ميكند، اما ترجمه آن گفته يك خط ميشود، در اين موارد ناچارم ديالوگ را در كل اثر پخش كنم تا منطق جمله از بين نرود. كارهاي آمريكايي راحتتر است.
براي شما به عنوان يك مدير دوبلاژ چه دشواريهايي متصور است؟
مدير دوبلاژ مثل كارگردان است، متن ترجمه را ميگيرد و بر مبناي لب و دهان شخصيتها، بچههاي گروه دوبله را با آنها هماهنگ ميكند، اين را اصطلاحا Lip Sinkميگويند كه يعني هماهنگي طوري صورت گيرد كه بيننده احساس كند آن شخصيت دارد به فارسي حرف ميزند. البته اين كار الان تنها در انجمن ما صورت ميگيرد. مدير دوبلاژ بايد نوع گويندگي و تواناييهاي گويندگان را بشناسد و هنگام كار آنها را مديريت كند، البته خيلي از آنها افرادي حرفهاي هستند، اما از آنجا كه من به عنوان مدير دوبلاژ بارها آن انيميشن را ديدهام كار را مديريت ميكنم.
و در پايان؛ دوبله يك انيميشن سينمايي چقدر از وقت شما را به خود اختصاص مي دهد؟
دست كم 3روز؛ هر چند گاه بيشتر هم ميشود؛ بعضي وقتها در حين دوبله گوينده منقلب و احساساتي ميشود و يا اينكه كلا تصميم ميگيريم كار را دوباره ضبط كنيم تا بهتر شود، اين است كه زماني طولانيتر را به خود اختصاص ميدهد.
پایان...