حوض در معماری سنتی ایران

سعید فلاح فر- مقالات ارسالی به آفتاب


                           

معماران بزرگ ایرانی عناصر گوناگونی را وارد بناهای مختلف کرده‎اند. از جمله حوض و آب‎نماهای بسیاری در همه طول تاریخ معماری، جلوه‎ای صد چندان به بناهای ایرانی بخشیده‎اند. گویی نهرهایی که از میان کوشک‎ها و باغ‎ها می‎گذرند، انشعابی از جویبارهای مینوی هستند که خستگان را در گرمترین و خشکترین روزهای سال صفایی تازه می‎دهند. و چه بسیار کاخ‎ها و بناهای حکومتی را که جلال و شکوهی دیگرگونه می‎بخشند.
  • شاید در میان همة اقوام دنیا کمتر مردمی بیابیم که به‎اندازه ایرانیان کویرآشنا، قدر آب را ارج گذاشته باشند. برای ایرانیان باستان، آب در کنار باد و آتش و خاک چندان مقدس می‎نمود که بر روی آبگذرها به زحمت بسیار پل می‎زدند تا آدمی در گذر از آن‎ها مجبور به عبور از میان آب نباشد. چه می‎پنداشتند نه اگر چنین باشد، آب را می‎آلایند. از دیرباز ایرانیان هرجا خرمی و سرسبزی می‎دیدند نامش را آبادی می‎گذاشتند و در سنتی کهن سبزة نوروز را با بدرقه‎ای از آرزوهای پاک به آب می‎سپردند. به آب دل می‎بستند، همچنان که هنوز آب، رودخانه و جنگل منظر برگزیدة گشت‎ها و عکس‎های یادگاری است.
    چه بسیار که در گوشه و کنار این سرزمین، معابد آناهیتا برای تقدیس و پرستش آب برپا می‎شد. در سنگ نوشته اردشیر در تخت‎‎ جمشید بعد از اهورامزدا از آناهیتا نام برده شده است که نشان مرتبه والای این ایزدبانو نزد ایرانیان باستان است. دختران کوزه به‎دوش که از کنار چشمه می‎گذرند، تصویر عارفانه‎ای است که ایرانیان با آن مأنوسند. و هم ایشانند که اسفندیارشان را در آب جاری چشمه‎ای روئین می‎کنند و الهه‎ای همچون فرشته نگهبان چشمه می‎آفرینند.
    خردمندان بی‎مثال این دیار همواره کوشیده‎اند به شگفت‎ترین شیوه‎ها، برای نوشیدن، آبی زلال به‎دست بیاورند. گذشته از یخچال‎ها و آب‎انبارهای بی‎شمار شهری و روستایی، قنات‎ها شاهد بی‎همتای این نبوغ و کوشش بودند و باغ‎هایی که ـ همچون باغ شاهزاده ماهان کرمان ـ از میان کویر خشک سرکشیده‎اند، معجزه‎ای که مایة فخر و آرامشند. (در مقابل کم نیستند آبگیرها و حوضچه‎های طبیعی که مجموعه‎ها و ساختمان‎های بی‎همتایی همچون تخت‎سلیمان را در پیرامون خود سامان داده‎اند.)
    معماران بزرگ ایرانی نیز با وقوف به این مهم، عناصر گوناگونی را وارد بناهای مختلف کرده‎اند. از جمله حوض و آب‎نماهای بسیاری در همه طول تاریخ معماری، جلوه‎ای صد چندان به بناهای ایرانی بخشیده‎اند. گویی نهرهایی که از میان کوشک‎ها و باغ‎ها می‎گذرند، انشعابی از جویبارهای مینوی هستند که خستگان را در گرمترین و خشکترین روزهای سال صفایی تازه می‎دهند. و چه بسیار کاخ‎ها و بناهای حکومتی را که جلال و شکوهی دیگرگونه می‎بخشند. این نگاه را به وضوح در نگاره‎ها و مینیاتورهای ایرانی می‎توان یافت.
    اغلب آب‎نماها در جایی قرار داده می‎شوند که بناهای مجاور در آن منعکس شوند و بدین ترتیب اندازه را دوچندان می‎کنند. قصه ستون‎های عمارت چهلستون اصفهان و انعکاس تصویر ستون‎های آن در حوض شرقی برای همه آشناست. از این جهت تناسب نما و وسعت حوض مدنظر قرار می‎گرفت. پیشتر از این دوره هم، آبگیرها در طول تاریخ معماری ایرانی حضور دارند. در تخت‎جمشید از دوره معماری هخامنشیان سنگابه‎ای در کنار ورودی کاخ آپادانا به‎دست آمده که احتمالا" جهت نگهداری آب چشمه‎های مقدس و تبرک بوده است. در دوران ساسانیان مرکز حیاط با گستره‎ای از آب (مصنوعی و یا طبیعی) تعریف می‎شد غیر از مجموعه تخت‎سلیمان در تکاب، کاخ فیروزآباد هم نمونه‎ای شاخص از این کاربرد محسوب می‎شود. این شیوه به دوره‎های اسلامی نیز سرایت کرد. این حضور علاوه بر حوضخانه‎ها، حتی تا طبقه فوقانی عالی‎قاپو و البته با عناصری مثل آب‎خوری‎ها و حوضچه‎های کوچک تا فضاهای داخلی نیز ادامه دارد. کوشک‎ها و کاخ‎های صفوی و قاجاری بهترین مثال این تسری بودند. شاید دستور فتحعلی‎شاه قاجار برای حجاری نقش او در کنار چشمه علی بی‎تناسب با این اعتقادات عمیق و حس تقدس، توجه و ماندگاری منابع آبی نباشد.
    گاهی این حوض‎ها همچون وضعیت فعلی میدان نقش جهان اصفهان، در میادین اصلی و مرکزی به مهمترین عنصر شهری تبدیل شده و کاربری عام و کلان‎تری می‎یابند.
    این حوض‎ها در بناهای ایرانی کمتر شکل آزاد دارند و اغلب با طرح‎های مربع، مستطیل، چلیپا، دایره و یا ترکیبی از اشکال هندسی و بر اساس راست‎گوشه و دایره ساخته می‎شوند. همچنین معمولا" کم عمق هستند تا در عوض، گستردگی و سطح آب افزایش پیدا کند. به این ترتیب گذشته از کاهش خطر سقوط و خفگی کوچکترها، آب‎بندی حوض‎ها هم به‎واسطه کاهش فشار آب در کف و دیواره‎های جانبی، با مصالحی از جنس سنگ، آهک و ساروج ساده‎تر می‎شود. همچنین تخلیه و نظافت آن انرژی کمتری مصرف می‎کند. (البته گاهی تخلیه و نظافت این حوض‎ها به کارگران دوره‎گردی واگذار می‎شد که “ آب حوضی ” خوانده می‎شدند.) برای سهولت تخلیه کامل آب حوض، شیب مختصری هم برای کف آن در نظر می‎گرفتند. در هر حال حجم آب در کوچکترین نمونه‎هایی که ممکن است در داخل تالارها و حوضخانه‎ها ساخته شوند، از حد شرعی آب کر کمتر نیست.
    در محوطه‎ها و باغ‎های مسطح مثل باغ فین کاشان، حوض‎ها و آب‎نماها نیز کم‎شیب ساخته می‎شوند. در عوض در مواردی مانند باغ شاهزاده ماهان، آبگیرها را پله پله و به شکل آبشاری طراحی می‎کنند.
    حوض‎ها با انعکاس تصویری مواج و گیرا از ایوان اصلی بنا، معمولاً بزرگترین بخش مرکزی صحن و حیاط را اشغال کرده و در مواردی غالب، به شیوه‎ای بدیع و حرمت برانگیز، مسیر مستقیم دسترسی به جبهه و ایوان اصلی بنا را به دو معبر غیرمستقیم جانبی تقسیم می‎کنند. درصورت امکان حلقه‎ای از درختان میوه و گل و بوته‎های زینتی نیز دور حوض را می‎پوشاند. ضایعات و اضافات آب مصرفی در نهایت صرفه‎جویی به پای این گیاهان ریخته می‎شود. نهری کوچک نیز در پشت پاشویه و کوله، آب‎های اضافی و یا سرزیر را به خارج از حدود حوض هدایت می‎کند. پاشویه حوض ممکن است بیش از یکی بوده و حتی به‎صورت چهار پاشویه پشت به پشت باشد. گاهی آب این حوض‎ها در بناهای عمومی و منازل متولین و بزرگان، از یک منبع جاری دائمی ـ مثل قنات ـ مرتباً تعویض و تازه می‎شود. این امر مستلزم رعایت حداکثر ارتفاع آبگیری حوض است. از این رو میانة گودال‎باغچه‎ها جای مناسبی برای این نوع حوض‎ها محسوب می‎شوند. سوار بودن و شدت جریان آب می‎تواند عملکرد یک سینه‎کبکی (موج‎نما) و یا فواره‎ای کوچک، آبگردان، آبشره و... و صدای خوش قل ـ قل آب را هم تأمین کند. در غیر اینصورت ذخیره آبی این حوض‎ها به نوبت آب، چاه و حتی بارندگی و… بستگی داشت. شاید بتوان گفت همیشه ارتباط مستقیمی بین سطح اقتصادی و اجتماعی صاحب‎خانه با ابعاد و کیفیات تزئینی حوض هر خانه سنتی قابل تشخیص است.
    ماهی‎های سرخ کوچک چرخ می‎زنند و از رشد و ازدیاد، لاروها، خزه‎ها و جلبک‎های آبی حوض جلوگیری می‎کنند و هندوانه‎ای در انتظار بعد از ظهر تابستان غلت‎زنان در کنج سایه‎گیری خنک‎تر می‎شود. در فرهنگ ایرانی و توصیه‎های مذهبی، سفارشات زیادی برای حفظ نظافت آب و البته طبیعتاً آب حوض نقل شده و خانواده‎ها تأکید و حساسیت بسیاری بر رعایت این قواعد دارند و خصوصاً در این مورد بر کودکان و خدمه سخت می‎گیرند. گاهی نیز بنا بر نیاز و برای حفظ جان ماهی‎های داخل حوض از گزند گربه و سرما، پیشگیری از ورود غبار و آلودگی به آب و یا به منظور جلوگیری از یخ‎زدگی آب و حوض در فصول سرد، روی حوض پوشیده می‎شد.
    آبگیرها و حوض‎های خانگی و حتی حوض‎هایی که در صحن و مجاور بناهای عمومی شهری همچون مساجد ساخته می‎شوند ـ مانند بسیاری از عناصر معماری ایرانی ـ علاوه بر زیبائی کارکردهای حیاتی و رفاهی متنوعی دارند.
    بخشی از احتیاجات روزانه خانواده و شهروندان به آب، از ذخیره آبی همین حوض‎ها تأمین می‎شود. شستشوی میوه، ظروف و البسه خانواده در کنار حوض، شستن قالی و قالیچه‎های بزرگ و مصارف بهداشتی در حد شستن دست و صورت، وضو گرفتن و یا نهایتاً استفاده از آب آن در طهارت و مستراح امر بسیار رایجی است. اما از آنجا که طراحی بناها به شکلی است که معمولاً از همة گوشه‎ها و اتاق‎ها منظر حوض قابل دیدن است، جز برای کودکان، کمتر به کار آب‎تنی و شسشوی کامل بدن می‎آید. آب‎پاشی کف داغ حیاط شاخه‎های گل باغچه از آب حوض در اولین ساعات غروب آفتاب نیز علاوه بر خنک‎تر کردن هوا، سرگرم کننده و لذت‎بخش است. ندرتاً برای مصارف صنعتی، صنایع دستی و کارگاه‎های کوچک خانگی، حوض آب محل مناسبی است برای شستن و خیس کردن طولانی مدت چوب، پشم و…
    غلبه بر اقلیم خشن، گرم و خشکی که بیشترین پهنه ایران را به خود اختصاص داده، همیشه دغدغة اهالی و معماران بوده است. حوض‎ها همیشه در مسیر حرکت نسیم و باد هستند و در غیر اینصورت در تقابلی پیش‎بینی شده، مکش و یا جریان هوای بادگیرها بعد از عبور از روی سطح آب حوض، هوای خانه را مرطوب و خنک می‎کند. در بیشتر ظهرهای تابستانی و گرم، زیرزمین خانه‎های کویری با کورانی که بعد از عبور از روی آب حوض از پاچنگ‎ها به داخل وزیده می‎شود، تنها جای قابل اسکان و استراحت هستند. البته تأثیر ظرفیت بالای ذخیره گرمایی منابع آبی در حبس گرمای تابشی آفتاب روز و تعدیل شب‎های سرد کویری نیز قابل اغماض نیست.
    هر حوض پر از آب، خواسته یا ناخواسته، دانسته و یا ندانسته، خواص صوتی و آکوستیکی خوشایندی دارد که بی‎گمان موجب ارتقای سطح کیفی آرامش و امنیت در خانه و ساختمان می‎شود. سیالی همچون آب ـ با حجم و سطح مطلوب ـ این قابلیت را دارد که مقدار قابل توجهی از انرژی صوتی نامطلوب را در نوسانات خود مستهلک نماید. از این رو بسیاری از اصوات ناخواسته و همهمة آزار دهنده خارج از بنا، توان بروز در خانه را پیدا نمی‎کنند. همچنین صدای داخل خانه کمتر به بیرون حریم سرایت می‎کند. این مهم در صحن پرتردد مساجد که عموماً دیواره‎های کاشی‎کاری شده صیقلی دارند و معمولاً به تبعیت از سنتی کهن بدون درخت هستند، با وجود انبوه جمعیت، بیشتر حائز اهمیت و توجه است.
    اگر به نقشه جغرافیای زمین نگاه کنیم و پراکندگی دریاها و اقیانوس‎ها را در نظر آوریم، بی‎مناسبت نخواهد بود اگر تأویلی آئینی و فلسفی برای پهنه کوچک شده این آبگیرها در یک حوض‎ ایرانی قائل شویم. نمونه‎ای از کارکرد و برداشتی اینچنین را می‎توان در توحیدخانه مساجد پیدا کرد. توحیدخانه سکوی کوچک و جزیره مانندی است در میان حوض مسجد که طلاب ـ بریده از جهان مادی ـ بر روی آن نشسته به اعتکاف و ختم قرآن می‎گذرانند. حوض اجابت آرزوی دیرین کویری است.
    از طرفی به‎خاطر اهمیت و وجوب طهارت و وضو، حوض صحن مساجد به‎عنوان نمادی معنوی و شاید خاطره‎ای از بهشت و به‎عنوان یکی از اولین عناصر مرکزی پیش‎روی تازه‎واردین، قداستی دوچندان پیدا می‎کند. (البته بعضی اعتقاد دارند بر زمینی که وقف مسجد است و یا صیغه مسجد بر آن جاری شده باشد، نمی‎توان حوض و وضوخانه ساخت.)
    گاهی به مناسبت ایامی همچون جشن‎های عروسی، روی حوض خانه‎ها را با تکه‎های بزرگ چوب می‎پوشاندند و گروهی از مطربان و بازیگران عمدتاً دوره‎گرد بر روی آن، برای مهمانان به اجرای برنامه و نمایش‎های سرگرم‎کننده می‎پرداختند. تا جایی که به تدریج شیوه‎ای از هنرهای نمایشی در ایران مرسوم گشت که به واسطه همین شکل اولیه ایجاد صحنه، به نمایش تخت‎حوضی مشهور شد که اجرای انواعی از آن همچنان ادامه دارد.

  • معماری,محیط و استرس

    سایت مردم سالاری

    نويسنده : دکتر سيدحميد آتش پور-عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلا مي خوراسگان   


    در ميان نظريه هاي مختلف محيط بيشتر به عنوان عاملي تاثيرگذار بر رفتار انسان فرض مي شود. با پيشرفت دانش روانشناسي محيطي ديگر انسان و رفتار او متاثر از محيط نيستند بلکه بر روند شکل گيري محيط اثر متقابل دارند. درزمينه تاثير محيط و معماري بر رفتار مي توان به 3 ديدگاه اشاره کرد:
    1- جبري نگري معماري: از اين ديدگاه معماري و محيط اطراف دليل بروز رفتار در فرد خواهند بود.
    2- اختياري نگري محيطي: در اين ديدگاه انتخاب فرد باعث بروز رفتار خواهد بود.
    3- احتمالي نگري محيطي: اين نگرش حد وسطي از دو ديدگاه قبل است.
    استرس زاهاي محيطي عواملي هستند که به دليل نقش تحديد کننده اي که دارند باعث بروز استرس در فرد خواهند شد. از جمله اين موارد مي توان به سر و صدا، گرما و رطوبت هوا و احساس ازدحام اشاره کرد. در مورد محيط هايي که موجب استرس در انسان مي شوند تحقيقات مستقل انجام نشده است. در مورد اين دسته از محيط ها بايد به نقش فرآيند ادراک در ايجاد احساس استرس در افراد اشاره کرد.

    استرس

    استرس واکنش رواني و فيزيولوژيکي است و زماني رخ مي دهد که فرد حس مي کند در موقعيت و شرايط تهديد کننده اي قرار گرفته است. استرس غالبا به صورت احساس اضطراب تجربه مي شود. هنگامي که فرد احساس مي کند در معرض خطر و تهديد قرار گرفته است سيستم اعصاب سمپاتيکش او را آماده فرار از خطر يا مقابله با آن مي کند و در عين حال در درون فرد پاره اي واکنش هاي فيزيولوژيکي نظير تپش قلب، تعريق، دلشوره و افزايش ترشح آدرنالين و مواد شيميايي ديگر رخ مي دهد.
    سه ديدگاه عمده در رابطه با استرس عبارتند از:
    الف- نظريه استرس عيني: در اين تئوري عامل محرک باعث ايجاد برانگيختگي بدن مي شود، اين واکنش فرد را براي نشان دادن عکس العمل در مقابل شرايط استرس زا آماده مي کند اما اين حالت تا مدت زماني کوتاه کاراست، اگر طول مدت استرس زياد شود به مرور باعث ايجاد احساس «گيجي، دگرگوني در ادراک، کاهش سطح تمرکز و يادآوري» مي شود. در نهايت استرس باعث اختلا ل کامل در تصميم گيري و هوشياري فرد خواهد شد.
    ب- نظريه زمينه قبلي: بر طبق اين نظريه برخي افراد به واسطه سابقه ژنتيکي و زمينه مساعد شرايط فردي در لحظه استرس، مقابل يک نوع محرک نسبت به سايرين واکنش شديدتري نشان مي دهند.
    ج- نظريه هاي الگوي شخصيت: در اين ديدگاه الگوي شخصيتي افراد در نحوه واکنش به استرس داراي اهميت است. افراد بسته به الگوي شخصيتي خود نسبت به استرس واکنش هاي متفاوتي بروز مي دهند البته اين نکته بايد در نظر گرفته شود که استرس به خودي خود يکي از واکنش هاي طبيعي است که جهت ادامه حيات گونه هاي مختلف، لا زم و ضروري است.

    محيط

    محيط را به شکل ضمني هر آنچه در اطراف ما است، چه ساخته شده چه طبيعي، مي توان ناميد. با اين وجود تعريف ما از محيط بسته به نوع برداشت و استفاده ما از محيط متفاوت است: «جغرافي دانان زمين آب و هوا، روان شناسان مردم و شخصيت فردي آنها، جامعه شناسان سازمان هاي اجتماعي و فرآيندها و معماران ساختمان ها و محيط هاي باز و منظر را محيط تعريف مي کنند.»
    بسياري از عوامل غيرفيزيکي موجود در محيط مي توانند محيط را متاثر کنند. محيط هاي طبيعي اغلب به عنوان عواملي که از فشار روحي مي کاهند در نظر گرفته مي شوند اما گاهي در شمار موارد استرس زا قرار مي گيرند.
    محيط را مي توان به طرق مختلف برحسب موارد گوناگون دسته بندي کرد. از جمله دسته بندي هايي که در مورد محيط انجام شده تقسيم بندي جان لنگ است وي محيط را در زير گروه هاي محيط کالبدي، محيط اجتماعي، محيط روانشناختي و محيط رفتاري تقسيم بندي مي کند:
    محيط کالبدي شامل محيط هاي زميني و جغرافيايي، محيط اجتماعي شامل نهادهاي متشکل از افراد و گروه ها، محيط روانشناختي شامل تصاوير ذهني مردم و محيط رفتاري مجموعه عواملي است که فرد به آن واکنش نشان مي دهد.
    در زمينه ديدگاه هاي ارائه شده در باب تاثير محيط و معماري بر رفتار مي توان به سه ديدگاه عمده اشاره کرد:
    جبري نگري معماري: اين ديدگاه از نخستين ديدگاه ها در مورد تاثير معماري بر رفتار انسان بوده است. لنگ در ابتداي کتاب آفرينش، نظريه معماري بيان مي کند که بيشتر نظريه هاي معماري بر اين اعتقاد و اساس بوده است که محيط ساخته شده، يکي از عوامل تعيين کننده رفتار اجتماعي انسان بوده است. اين ديدگاه در گفتار آلتمن قابل مشاهده است: «محيط و رفتار آن قدر در هم تنيده شده اند که به سختي مي توان آنها را از هم تفکيک کرد. رفتار را نمي توان مستقل از رابطه دروني آن با محيط درک کرد و رفتار را بايد در بستري محيطي تعريف کرد.» اما اين ديدگاه در واقع نوعي «اعتقاد به جبريت معماري» است.
    لنگ دليل اين اشتباه در تاريخ نظري معماري را بنيان گذاري نظريه هاي «معماري براساس مدل ساده انگارانه انگيزش - پاسخ» مي داند. به اين شکل محيط ساخته شده يا طبيعي محرک و رفتار انسان ها پاسخگوي محرک در نظر گرفته مي شود. در واقع ايرادهاي ديگري هم بر اين ديدگاه وجود دارد: «نخست اينکه با وجود اهميت عواملي اجتماعي و فرهنگي، اين ديدگاه در اهميت محيط فيزيکي مبالغه مي کند. دوم اينکه جبري نگري تاثيرات غيرمستقيم محيطي و تعامل معماري متغيرهاي محيطي را که به صورت ترکيبي عمل مي کند ناديده مي گيرد و بالا خره اين که جبري نگري، تعامل ميان فرد و محيط را ناديده مي گيرد و فرد را منفعل مي پندارد...» نکته اي که مد نظر لنگ است در روانشناسي محيطي از تاريخ 1980 ميلا دي مورد توجه قرار گرفت، رابطه انسان - محيط رابطه اي دوسويه است. هر دو به نوعي بر هم تاثير گذارده و از هم متاثر مي شوند. بنابراين نمي توان صرفا وجوه کالبدي محيط را دليل بروز رفتارها در انسان دانست. بايد همواره اين نکته را مدنظر داشت که جز ويژگي هاي محيطي، عواملي متعدد در شکل گيري رفتار انسان ها در محيط هاي مختلف وجود دارد. البته ممکن است در طول تاريخ معماري به مواردي برخورد کرد که در يک محيط، آنقدر ناهنجاري اجتماعي اتفاق افتاده باشد که سرانجام مسوولا ن تصميم به تخريب آن مکان گرفته اند، اما اين نکته هميشه صادق نيست.
    اختياري نگري محيطي: بل ضمن بيان اين نگرش به محيط عنوان مي کند که جبري نگري به شکل مطلق و ناب باوري مبالغه آميز است. اختياري نگري در واقع شکل تعديل شده اي از جبري نگري است. مطابق اين ديدگاه: «محيط عرضه کننده فرصت هاي رفتاري و نيز عامل ايجاد محدوديت هاي بالقوه است» از اين ديدگاه محيط معمولا  باعث بروز رفتار نمي شود، در اين نگرش انتخاب ماست که نقش مشخص کننده را دارد: «اختياري نگري محيطي، محيط را تنها تعيين کننده رفتار نمي داند، بلکه آن را زمينه اي براي وقوع رفتار مي داند.»
    احتمالي نگري محيطي: اين ديدگاه در واقع حد وسط ديدگاه هاي جبري نگري و اختياري نگري است. در اين ديدگاه فرض بر اين است که: «هر ارگانيسمي در هر موقعيت محيطي ممکن است پاسخ هاي گوناگوني برگزيند.» البته هر رفتاري واجد درجه اي از احتمال است که اين درجات احتمال ناشي از تاثير عوامل غيرمعماري  و هم  ناشي از تاثير عوامل معماري و طراحي است. با اين فرض مي توان بروز بعضي از رفتارها را در برخي از محيط ها محتمل تر دانست.
    افراد در مقابل کلمه محيط کالبدي، از واژه محيط فرهنگي نيز نام مي برند. اين ناميدن اشاره به کافي نبودن جنبه کالبدي محيط براي افراد دارد. لنگ اعتقاد دارد: «زندگي انسان در محيط فرهنگي جريان دارد» محيط هاي ساخته شده، بخشي از محيط هاي فرهنگي، زميني يا جغرافيايي است در واقع مجموعه اي از انطباق پذيري ها را شامل مي شود که انسان با آن محيط ها ايجاد مي کند.
    محيط معماري را مي توان به اين شکل تعريف کرد: «محيط شامل مجموعه اي قرارگاه هاي رفتاري است که درون يکديگر قرار گرفته و با هم فصول مشترکي دارند.» عناصر اصلي اين قرارگاه هاي رفتاري، يک الگوي شاخص رفتار و يک محيط فيزيکي مي باشد. اين نظر شباهت با ديدگاه کريستوفر الکساندر دارد.
    الکساندر  پس از اشاره به «کيفيتي بي نام» که موجب زنده ماندن بناها و شهرها مي شود چنين عنوان مي دارد که: «براي تعريف اين کيفيت در بناها و شهرها، بايد کار را با درک اين مطالب شروع کنيم که هويت هر فضا از تکرار مستمر الگوهاي خاصي از رويدادها در آن مکان حاصل مي شود.»
    در کتاب «معماري و راز جاودانگي»، پس از آنکه وجود الگو در رويدادها را در فصل قبل مشخص کرده، چنين عنوان مي کند که در واقع الگويي فضايي هم وجود دارد که با الگوي رويدادهايي که در آن فضا اتفاق مي افتد نسبت  مکمل دارد. از ترکيب اين هر دو الگو، «الگويي جامع» به وجود مي آيد که «عنصر متعلق به فرهنگ انسان ها است.»
    وي متذکر مي شود که گرچه «هرالگوي فضايي الگويي رويدادي دارد که با آن ملا زم است» اما «الگوي فضايي علت الگوي رويدادها نيست و بالعکس».
    محيط فيزيکي را مي توان همان ساختار کالبدي دانست که از ترکيب سطوح مختلف در الگوهايي که فضاهاي باز و بسته و ساختمان ها را شکل مي دهند تشکيل شده است.
    قابليت هاي محيط بر دو دسته مستقيم و غيرمستقيم تقسيم مي شود، قابليت هاي مستقيم آن دسته از فعاليت ها است که قابل تامين توسط محيط هستند، اما قابليت هاي غيرمستقيم «شامل چيزهايي چون معاني نمادين مي باشد که به همبستگي الگوها با يک مرجع و سودمندي يک الگو بستگي دارد.»

    استرس زاهاي محيطي

    «استرس زاي محيطي عبارت از يک عنصر محيط فيزيکي است که به علت تهديدآميز بودن، واکنش عاطفي منفي ايجاد مي کند.»
    عوامل استرس زاي محيطي، عواملي هستند که با ايجاد استرس در فرد در طولا ني مدت باعث افت قابليت هاي فرد خواهند شد.
    برخي از اين عوامل مانند سر و صدا تاثير سريع و آني بر کارآيي فرد دارند، اما برخي ديگر مانند آلودگي هوا اثرشان در درازمدت پديدار خواهد شد.
    سر و صدا: امروز با گسترش صنايع و شهرها، افزايش جمعيت و تراکم زياد، حضور اتومبيل و ساير وسايل حمل و نقل عمومي، حتي «راديو و تلويزيون» و در نتيجه صداي بيشتري که توليد مي کنند، همگي باعث شده اند سر و صدا به عنوان «استرس زاي محيطي جهاني» مطرح شود. به تمامي عواملي که باعث ايجاد استرس ناشي از سر و صدا مي شوند بايد موسيقي تند را هم اضافه کرد. تاثير آلودگي صوتي بر رفتار اجتماعي مردم قابل رويت است: «خطرات پرخاش، متناسب با شدت و حدت سر و صدا افزايش مي يابد.» دومين اثر سو» سر و صدا اين است: عملکرد افرادي که در محيط پر سر و صدا کار مي کنند بسيار کاهش مي يابد. «آزمايش ها نشان مي دهند که سر و صداي قابل پيش بيني کمتر از سر و صداي غيرقابل پيش بيني استرس زاست.»
    سومين تاثير سر و صداي زياد بي تفاوت شدن افراد نسبت به شاخص هاي اجتماعي است.
    گرما و رطوبت هوا: هر دو عامل  گرما و رطوبت زياد، مانند سر و صدا باعث ايجاد واکنش هاي منفي در فرد مي شوند با اين تفاوت که چون دامنه نفوذ فرد بر آنها کمتر است و قابليت  کنترل کمتري بر آنها وجود دارد باعث رفتارهاي پرخاشگرانه تري مي شوند. نکته قابل توجه اين است که در صورت ايجاد کنترل بر اين عوامل مي توان از تاثيرات نامطلوب آنها جلوگيري کرد يا از شدت آنها کاست. بخشي از اين تمهيدات  را مي توان با تصميم گيري درست در هنگام طراحي اجرا کرد مثل در نظر گرفتن فضاي سبز مورد نياز در شهرها.
    ازدحام: امروزه  افزايش جمعيت  و تراکم بالا ي شهرها خود زمينه ساز ايجاد احساس ازدحام است، ازدحام مخصوصا در مراکز شهرهاي بزرگ از جمله عوامل استرس زاي محيطي است. ازدحام حالتي است ذهني که بسته به عوامل فردي بين افراد، متفاوت درک مي شود. در کنار واژه ازدحام معمولا  از کلمه تراکم هم استفاده مي شود. در اينجا بايد تفاوت ميان ازدحام وتراکم را يادآور شد. استاکولز تراکم را منحصرا داراي معناي فيزيکي مي داند حال آنکه ازدحام داراي وجهي روانشناختي است.
    در واقع تراکم با تقسيم  تعداد ساکنان يک منطقه بر مساحت زمين به دست مي آيد، در حالي که ازدحام همان گونه که گفته شد بسته به هر فرد متفاوت است. از آن جهت ازدحام را مي توان به عنوان عاملي استرس زا دانست که باعث تحديد رفتار قلمروي انسان مي شود. قلمرو علا وه بر «فضايي محدود شده» يا «تلا ش بر نظارت بر مکان» در مورد انسان «مجموعه اي گسترده از امور را در بر مي گيرد.»
    هال اعتقاد دارد که استرس ناشي از احساس ازدحام «ابزارهايي کارآمد در خدمت روند تکامل بودند.» وي با بيان نظرياتي درباره نحوه تکامل انسان چنين باور دارد که «اثرات هر دو نوع فشار رقابتي» در تکامل انسان قابل مشاهده است.

    محيط هاي استرس زا

    استرس زاهاي محيطي نسبت به محيط هاي استرس زا داراي وجوه معين تر و بررسي شده تري هستند. عواملي که موجب مي شود محيط به نظر انسان استرس زا باشد دو دسته هستند:
    1- عواملي که در ميان همه افراد تقريبا مشابه هستند فضاهايي که در آنها فرد با کمبود اطلا عات دريافتي يا افزايش بيش از حد اطلا عات رسيده به سيستم عصبي روبه رو مي شود و در نتيجه اختلا ل در فرآيند ادراک به وجود مي آيد.
    عدم شناخت از محيط اطراف باعث ايجاد استرس خواهد شد، يا به تجربه ثابت شده هرگاه انسان در موقعيتي قرار بگيرد که احساس کند توانايي کنترل بر آن را ندارد، يا حتي اين قابليت را که بتواند آن را پيش بيني کند از دست داده، دچار استرس خواهد شد.
    2- عواملي که بين افراد مختلف متفاوتند: اين عوامل نتيجه تفاوت در شخصيت انسان ها هستند.
    اين دسته از موارد به علت شخصي بودن، کمتر مورد مطالعه وبررسي قرار گرفته اند و کمتر مي توان به شکل استاندارد شده و در قالبي معين و مشخص طبقه بندي کرد و براي بررسي دسته دوم عوامل ايجاد استرس در افراد بايد به نقش ادراک اشاره کرد.
    ادراک محيط: «انسان بودن يعني تلا ش دائمي براي درک...».
    مي توان گفت اصلي ترين نقش در فهم انسان از محيط را ادراک محيط داراست. «ادراک به طور اعم، به معناي علم و آگاهي انسان از جهان بيرون و دنياي درون اوست و از ديرباز به عنوان اساس شناخت و شناسايي انسان، موضوع بحث فلا سفه بوده است.»

    احساس استرس در يک محيط بسيار وابسته به شکل ادراک فرد از محيط مي باشد. به شکل خلا صه مي توان ادراک را فرآيندي دانست که طي آن فرد اطلا عات را از محيط پيرامون، توسط حواس خود،  دريافت کرده و پس از آن به وسيله مغز تجزيه و تحليل و ارزيابي مي کند، سه عامل تاثيرگذار بر ادراک نقش بسيار مهمي دارند:
    الف - وضع روحي انسان در آن لحظه و حال و هواي محيط در زمان ادراک
    ب - خلق و خوي شخصي که چيزي است نقش گرفته و ساخته شده از تمامي تجربيات و وقايع گذشته شخص بيننده.
    پ - عوامل موروثي و زمينه اجتماعي، رواني يعني عواملي که نه از طريق ياد گرفتن به وجود آمده اند و نه از راه تجربه.» اين تفاوت ها در افراد سبب مي شود که افراد تجربه هايي متفاوت از ادراک يک فضا را داشته باشند، «ادراکات محيطي ممکن است متفاوت از يکديگر، باشند» از سويي رابرت گيفورد هم چند عامل را براي توجيه دليل تفاوت ادراک بيان مي کند:
    الف- عوامل شخصي: مانند تجربه هاي شخصي، سن، جنس، تعليم و تربيت
    ب- عوامل فرهنگي
     ج - عوامل فيزيکي
    در مورد استرس بيان شد که بر طبق يک ديدگاه، الگوي شخصيت تاثير زيادي در تاثير عامل محرک بر فرد دارد. از سويي ديگر شخصيت عامل مهمي در نحوه ادراک محيط نيز به شمار مي رود. «شخصيت الگوي رفتاري ويژه يک شخص واحد است» يا شخصيت عبارت از مجموعه ويژگي هايي است که باعث تفاوت يا تشابه فرد از ديگران مي شود. گيفورد پنج ارتباط بين  محيط و شخصيت برمي شمرد:
    1-در برخي تئوري هاي رفتاري که حتي گمان مي رود نقش محيط ناديده گرفته شده به برخي از فاکتورهاي ارتباط بين محيط شخصيت توجه شده مانند خصوصياتي که باعث درونگرايي يا برونگرايي فرد مي شود، هر دو اين تقسيم بندي ها به گونه اي به رابطه فرد با محيط اطراف مي پردازند.
    2- شناخت خصوصيات فردي موجب مي شود که رفتارهاي آشکار محيطي را حدس بزنيم.
    3- جدا از رفتارهايي که توسط تئوريسين هاي سنتي روانشناسي ارائه شده برخي رفتارها نتيجه بارز محيط است.
    4- بسياري از رفتارها نتيجه قابليت تطابق فرد - محيط است،  مانند سازگار شدن با سر و صداي محيط.
    5- بسياري از روش ها و رويکردهايي را که در طول ماهها توسط روانشناسان شخصيتي براي فهم انسان ها تکامل يافته است مي توان با تغييرات چندين جهت شناخت محيط به کار برد.» (گيفورد 1378، 34-35).

    جمع بندي

     تقريبا براي هر فردي تجربه کلا فه شدن بر اثر سر و صدا، گرما يا رطوبت و شرجي هوا پيش آمده است. از سويي ديگر گاهي اتفاق افتاده که با ورود به فضا يا مکاني بدون اينکه دليل خاصي داشته باشد احساس دلهره و اضطراب کند. در روانشناسي محيط مورد نخست با عنوان استرس زاهاي محيطي شناخته مي شود، عوامل استرس زاي محيطي، عواملي هستند که معمولا  به علت تهديدآميز بودن «ايجاد واکنش عاطفي منفي مي کنند». شدت اين واکنش در افراد مختلف متفاوت است. ادراک محيط نقش زيادي در ايجاد احساس استرس دارد. بخشي از عوامل موثر بر ادراک شخصي است مانند تجارب، ژنتيک و... جدا از عوامل شخصي که بر نحوه ادراک فرد از محيط به عنوان فضايي استرس زا نقش دارد، برخي عوامل ادراکي هستند که ممکن است افراد را درباره محيط اطراف دچار اضطراب کنند.
    آزمايشات نشان داده اند که انسان در صورتي که در حالت بي خبري مطلق از محيط اطراف باشد يا اطلا عات رسيده به فرد از محيط اطراف به حدي کم باشد که وي قادر نباشد شناخت از محيط اطراف خود را گسترش دهد، يا از سويي ديگر حجم اطلا عات رسيده به فرد به حدي زياد باشد که ديگر قادر به تجزيه و تحليل و پرداخت اطلا عات نباشد دچار حالا ت رواني نامطلوب مانند احساس کسالت، وحشت بي اساس و کابوس بيني و... خواهد شد. (گروتر 1375، 11).

     

    مصاحبه شهرآرا با گوینه شهیر مشهدی محمدرضا صولتی

    اين مشاهير گمنام؛

    صدايي عيان و سيمايي‌نهان!
    ۱۳۸۹/۱/۱۴
    شهرآرا:



    وحيد حسيني:
    كدام يك از ما شخصيت‌هاي جذاب كارتون‌هاي دوران كودكي‌مان را فراموش كرده‌ايم؟ بعيد مي‌دانم كسي پيدا شود كه يك گوريل بنفش 15متري يا مار دراز چاپلوس و بي‌قواره را از ياد برده باشد. آخر چه كسي مي‌تواند شيپورچي بدجنسي كه سربه‌سر پسر شجاع مي‌گذاشت، روباه مكاري كه هميشه پينوكيو را فريب مي‌داد، روباه ديگري كه قهرمان توده‌هاي بي‌نواي جنگل بود، فرانچي تخسي كه همه از دستش به عذاب بودند، هواپيماي جمبوجت كوچولو و... را به خاطر نياورد؟! امابي‌گمان صاحبان ايراني صداهاي ماندگار اين شخصيت‌ها براي كمتر كسي شناخته شده‌اند. امروز به جز اندك شماري از علاقه‌مندان كسي منوچهر والي‌زاده (لوك خوش‌شانس)، ژرژ پطروسي(رابين‌هود)، جواد پزشكيان(هيس در «رابين‌هود»)، صادق ماهرو (گوريل‌ انگوري)، مهدي آژير(تنسي تاكسيدو)، مرتضي احمدي(روباه مكار در «پينوكيو»)، اصغر افضلي(وروجك در «وروجك و آقاي نجار» و شيپورچي در «پسر شجاع»)، مهوش افشاري(پسرشجاع)، نادره سالارپور(پينوكيو)، ناهيد اميريان (لوسيمي در «مهاجران» و آنت در «بچه‌هاي آلپ») و... را نمي‌شناسد. هنرمندان نه‌چندان شناخته‌شده‌اي كه ماندگارترين شخصيت‌ها را در خاطرات كودكي ما رقم زدند. در سال‌هاي اخير چهره‌هاي جوان‌تري به جمع دوبلورهاي ايراني افزوده شده‌اند كه توليدات فراوان محصولات پويانمايي ظهور ايشان را ناگزير كرده است. چهره‌هايي كه دست‌كم از بزرگان و پيش‌كسوتان دوبلاژ –كه در گمنامي آنان سخن رانديم- ناشناخته‌ترند. گفتگوي زير با يكي از همين گويندگان و مدير دوبلاژهاي جوان كه اتفاقا همشهري خود ماست صورت گرفته است. با هم صحبت‌هاي محمدرضا صولتي، گوينده 35ساله مشهدي را مي‌خوانيم:

    از چه زماني وارد عرصه دوبله شديد؟
    وقتي خيلي كم سن و سال بودم با ميكروفون روي فيلم‌هاي ويدئويي صحبت مي‌كردم، بحث توانمندي يا ناتواني نبود، فقط احساس مي‌كردم به اين كار علاقه دارم، تا اينكه دوستي زنگ زد و خبر داد كه در تهران براي دوبله فيلم «تايتانيك» (نسخه‌اي به جز ساخته كامرون كه به عنوان تايتانيك تقلبي از آن نام برده مي‌شد) تست گويندگي مي‌گيرند. اين بود كه راهي تهران شدم و تست دادم. در نسخه‌هايي كه از آن فيلم الان موجود است صداي تست من وجود دارد. بعدها در سال 84-83 به انجمن گويندگان جوان در تهران پيوستم. قرار بر اين شد كه در زمينه دوبله انيميشن كار كنيم. در كارهايي كه دوبله مي كردم سعي در تيپ‌سازي داشتم كه يا به‌صورت تقليدي از كار بزرگان دوبله انجام مي‌گرفت و يا با تيپ‌هاي ساخته خودم. مدتي بعد علاوه بر گويندگي، مديريت دوبلاژ را نيز عهده‌دار شدم.

    تاكنون دوبله چه كارتون‌هايي را برعهده داشته‌ايد؟
    دقيقا حضور ذهن ندارم كه چه تعداد كار دوبله داشته‌ام، اما چيزي در حدود 40مورد مي‌شود. نخستين كاري كه به عهده گرفتم كارتون «طعمه كوسه» بود كه در آن گوينده‌ي دو سه نقش اصلي ودر مجموع 7 نقش بودم. ازديگر نقش‌هايي كه به جاي آن‌ها حرف زدم شخصيت «ماتر» در انيميشن «ماشين‌ها» بودكه اين ماشين‌دندان‌دار، محبوبيت زيادي پيدا كرد. شخصيت «پاتريك» در مجموعه «باب‌اسفنجي» ديگر شخصيت محبوبي بودكه صداپيشگي آن را من انجام دادم. در سري جديد اين كارتون به جاي خود «باب‌اسفنجي» صحبت مي‌كنم. «سيد» و دو برادر موش‌خرما در «عصر يخبندان» و «آقاي ايمني» در سري جديد «آقاي ايمني و پدربزرگ» هم از جمله‌ فعاليت‌هاي گويندگي من هستند و بيش از اين اگر بخواهيد مي‌توان به «خوش‌قدم» و «شير شاه1» اشاره كرد.

    آيا تنها در زمينه دوبله‌ي انيميشن فعاليت داريد؟
    اين‌طور نيست؛ من فيلم‌هاي به اصطلاح رئال هم دوبله كرده‌ام؛ كارهايي چون «فرزندان بشر»، «تايتانيك»، «به رنگ نارنجي» و «جستجوگر تاريكي» مي‌توانند مثال‌هاي مناسبي براي تاييد اين امر باشند، اما طبق يك قرارداد لفظي قرار بر اين شد كه ما (انجمن گويندگان جوان) تنها انيميشن دوبله كنيم و سنديكايي‌ها فيلم. ما بر سر قولمان هستيم، اما گاه ديده مي‌شود كه كارتوني را كه خبر دوبله آن از سوي ما انتشار يافته، به وسيله آن‌ها به‌صورت شتابزده و با كيفيت پايين دوبله و وارد بازار مي‌شود. اين است كه تصميم گرفته‌ايم از اين به بعد بي‌سروصدا و بدون اعلام نام انيميشن‌هايي كه در دست دوبله داريم كارمان را انجام دهيم.

    سنديكايي‌ها؟
    انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم يا سنديكايي‌ها، ‌همان گويندگاني هستند كه صداي آن‌ها را از تلويزيون مي‌شنويد؛ قديمي‌ترها و پيش‌كسوتان عرصه دوبله.

    با آن‌ها تا به حال همكاري نداشته‌ايد؟
    ما از خدا مي‌خواهيم با آن‌ها همكاري كنيم، چراكه هر چه ياد گرفته‌ايم از هنر آن‌ها بوده است و در واقع شاگردان غيرمستقيم ايشان به‌شمار مي‌آييم، هرچند ما را نديده باشند؛ اما آن‌ها قانوني گذاشته‌اند كه برطبق آن اگر كسي از سنديكايي‌ها بخواهد با ما كار كند از انجمن اخراج مي‌شود، اين است كه رئيس ما هم چنين قانوني را در انجمن خودمان گذاشت، البته ما روزهاي اول بنا را بر تلفيق گذاشته بوديم و مي‌خواستيم در كنارشان بنشينيم و بر اندوخته‌هاي خود بيفزاييم كه متاسفانه زمينه‌اش فراهم نشد.

    وضعيت دوبله در مشهد چگونه است؟
    تا يكي دو سال پيش در مشهد صحبتي از دوبله نبود، در واقع به جز تهران در هيچ كجاي ايران دوبله، وجود نداشت؛ اين بود كه علاقه‌مندان اين عرصه ناچار مي‌شدند كه به تهران بيايند، البته چند نفر از دوستان ما كارهايي تحت عنوان «دوبله مشهدي» انجام مي‌دادند كه طي آن‌ها داستان كلا تغيير مي‌كرد و بيشتر براي فراهم ساختن لحظاتي مفرح صورت مي‌گرفت. من اين كارها را به عنوان دوبله قبول ندارم. بعد موسسه ويدئورسانه پارسيان به عنوان تنها ویدئو رسانه شهرستاني تصميم گرفت تا آنجا كه ممكن است توليدات انيميشن خودر ا خود دوبله كند. اين موسسه چند نفري را به عنوان گوينده پيدا كرد و از آن‌ها تست گرفت. بعد كلاس‌هايي را برگزار كرد كه من به عنوان مدرس آن كلاس‌ها حضور يافتم. چند ماهي مي‌شود كه با گروه 8-7 نفره خود با هم كارهاي پخش كشوري را دوبله مي‌كنيم.

    اين گروه مشهدي از چه طيف‌‌هايي تشكيل مي‌شود؟
    چند نفري كه از قبل در گروه بودند، چند نفري از بيرون و از جمع تئاتري‌ها و صداپيشگان آورديم، باقي هم كساني بودند كه پيش ما تست داده بودند.

    مگر مشهد صداپيشه داشت؟
    منظورم از صداپيشگان گويندگان و مجري‌هاي راديو و تلويزيون است كه كار اجراي برنامه‌ها يا گويندگي برنامه‌هاي عروسكي را انجام مي‌دادند.

    صداي تئاتري‌ها را چطور ديديد؟
    تئاتري‌ها چون ناچارند با صداي خود خيلي خوب بازي كنند تا تماشاگران آخر سالن هم صداي آن‌ها را بشنوند بايد وسعت صداي بالايي داشته باشند و صدا را بشناسند، اين است كه در امر دوبله معمولا بهتر از ديگران عمل مي‌كنند. در اينجا ايرادي وجود دارد؛ ما دوبلورها بايد با صدايمان احساس را منتقل كنيم، اما تئاتري‌ها با حركت سروكار زيادي دارند، به همين دليل روزهاي اول برايشان دشوار است كه احساسات را در عرض چند ثانيه‌اي كه لب و دهن شخصيت كارتوني تكان مي‌خورد، بيان دارند.

    دوبله انيميشن را در مقايسه با فيلم چگونه مي‌بينيد؟
    تفاوت چنداني بين آن‌ها وجود ندارد، اما از آنجا كه دست انيماتور در ساختن شخصيت‌ها بازتر است كار دوبلور انيميشن تا اندازه‌‌اي مشكل مي‌شود؛ در انيميشن بايد تجسم درستي از سگ و اردكي كه لب و دهان درست و حسابي ندارند، اما حرف مي‌زنند داشته باشي؛ مگر در طول زندگي آدم چند شخصيت با چشم چپ و دماغ قرمز و دهان باز مي‌بيند؟! يك دوبلور براي كار انيميشن ناچار است به اندازه بازيگر خوب و حتي بهتر از او باشد.

    در دوبله كدام دسته از كارتون‌ها با دشواري بيشتري روبه‌رو هستيد؟
    در برخي از انيميشن‌هاي ژاپني، چيني و كره‌اي، لب و دهان شخصيت‌ها خيلي با زبان ما هماهنگ نيست، زيرا انيماتور يك لحظه دهان شخصيت را باز و بسته مي‌كند، اما ترجمه آن گفته يك خط مي‌شود، در اين موارد ناچارم ديالوگ‌ را در كل اثر پخش كنم تا منطق جمله از بين نرود. كارهاي آمريكايي راحت‌تر است.

    براي شما به عنوان يك مدير دوبلاژ چه دشواري‌هايي متصور است؟
    مدير دوبلاژ مثل كارگردان است، متن ترجمه را مي‌گيرد و بر مبناي لب و دهان شخصيت‌ها، بچه‌هاي گروه دوبله را با آن‌ها هماهنگ مي‌كند، اين را اصطلاحا Lip Sinkمي‌گويند كه يعني هماهنگي طوري صورت گيرد كه بيننده احساس كند آن شخصيت دارد به فارسي حرف مي‌زند. البته اين كار الان تنها در انجمن ما صورت مي‌گيرد. مدير دوبلاژ بايد نوع گويندگي و توانايي‌هاي گويندگان را بشناسد و هنگام كار آن‌ها را مديريت كند، البته خيلي از آن‌ها افرادي حرفه‌اي هستند، اما از آنجا كه من به عنوان مدير دوبلاژ بارها آن انيميشن را ديده‌ام كار را مديريت مي‌كنم.

    و در پايان؛ دوبله يك انيميشن سينمايي چقدر از وقت شما را به خود اختصاص مي دهد؟
    دست كم 3روز؛ هر چند گاه بيشتر هم مي‌شود؛ بعضي وقت‌ها در حين دوبله گوينده منقلب و احساساتي مي‌شود و يا اينكه كلا تصميم مي‌گيريم كار را دوباره ضبط كنيم تا بهتر شود، اين است كه زماني طولاني‌تر را به خود اختصاص مي‌دهد.

    پایان...

    بالاخره قسمتهایی از دوبله جذاب انیمیشن ابری با احتمال باران کوفته قلقلی

    دانلود قسمت هایی از دوبله ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی

    چندی پیش انیمیشن باران کوفته قلقلی Cloudy  with a Chance of Meatballs به سفارش معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی جهت اکران در سلسله جلسات نقد و بررسی انیمیشن، با عنوان «اندیشه مدرن در انیمیشن» دوبله شد که شما می توانید قسمت هایی از این دوبله را از لینک های زیر دانلود نمایید...

    سرپرست گویندگان:

    محمدرضا صولتی


    مترجم:

    امیر طهماسبی


    گویندگان:

    محمدرضا صولتی (فلینت لاک وود - شهردار)

    نرگس پناهی (سم اسپارک)

    محمد طهان (گوینده اخبار)

    حسین خاوری (پدر فیلینت)

    محسن رحمانی (فیلمبردار سم اسپارک)

    مجید داودی (استیو)

    خاطره محمودیان (مادر فیلینت)

    افسانه حسینی (معلم - مشاور استودیو هواشناسی)

    فرزانه امیدوار (کودکی فیلینت)

    رویا وثوقیان (پسر پلیس شهر)


    باندسازی و میکس صوتی:

    مجید داودی


    لینک های دانلود:

    لینک دانلود با حجم کم (11 MB) و فرمت 3PG از راپیدشیر (کیفیت معمولی)

    لینک دانلود با حجم زیاد (35 MB) و فرمت wmv از راپیدشیر (کیفیت عالی)


    لطفا پس از دانلود و مشاهده نظر خود را در مورد دوبله این اثر بیان کنید...

    یک خبر !!!!!!!!

    به استودیو پارسیان مشهد

    در روز امروز ۱۵ فروردین ۱۳۸۹ یک میزبان و سه میهمان بودیم .

    یک گروه مستعدو پر تلاش و دوست داشتنی منتظر حضور بزرگان جهت دوبله برای دوبله میزبان .

     آقای احسان مهدی مهمان ما بودند. ظاهرا اومده بودند که بچه ها را ببینن . اما ...........

    البته فقط ما ایشون دیدیم و شنیدیم ! کسی ما را ندید .

     یعنی صرفا گپ و گفتی دوستانه بین چند دوست قدیمی بود (تازه کمی هم با...... !!!!!

     آقای باقرلی هم تشریف داشتن که چند روز پیش اومدن و نیومدن !!!!!؟؟؟؟!؟!؟

    و همینطور استاد عزیز محمد رضا صولتی حضور داشتند که همیشه واسه همه ی ما تر و تازه هستند .

     خلاصه ............................................................................................!!!!!!!

     

    این نقطه ها نتیجه دیدار ما بود .

     

     

    خبر خبر خبر خبر خیلی خوب

    در اولین روزهای بهاری سال ۱۳۸۹ جناب آقای امین قاضی میهمان ما مشهدی ها بودند و مدیریت دوبلاژ انیمیشنی فوق العاده طنز را بر عهده داشتند!

    و ما هم در کنارشون نشستیم و کار آموختیم و ازشون خیلی چیزا یاد گرفتیم...

    انسانی فوق العاده با اخلاق، کار بلد و بدون حاشیه!

    کار در کنار جناب قاضی برای همه ی ما لذت بخش بود و امیدواریم که تونسته باشیم در کنار هم و با کمک های شایانی که جناب محمدرضا صولتی به ما کردند اثری در خور شان ایرانیان خلق کنیم! اثری که بسیار می خنداندتان ولی نه به هر قیمتی و با توسل به هر کلمه ای! اثری که تمامی آوازهایش به فارسی برگردان شده! اثری که برای اولین بار پشت صحنه صوتی دوبلاژ دارد! اثری که پر است از خلاقیت و نوآوری! و در آخر هم اثری که با عشقی پاک فقط به خاطر مردم خلق شده!


    در این انیمیشن سراسر وحشت ، خانم ها: خاطره محمودیان، فرزانه امیدوار، افسانه حسینی، رویا وثوقیان،نرگس پناهی، نسیم رضائی، ساناز قوامیان

    آقایان: محمدرضا صولتی، امین قاضی، حسین خاوری و مجید داودی

    حضور داشتند...



    پ. ن:

    1. نسبت به گذشته ... فضا کاملا صمیمی و دوستانه بود

    ۲. متاسفانه فعلا قراره اسم کار مخفی بمونه ولی اسمی که آقای امین قاضی براش انتخاب کرد همون «دست اندرکاران وحشت» بود!

    2. خوش گذشت، خوش و دوبله ای...

    ۴. از استاد صولتی بسیار متشکرم...

    ۵. سالی که نکوست از بهارش پیداست...

    ۶. منتظر اتفاقات افتخار آمیز بعدی در دوبله مشهد باشید ...

    منبع با کمی تفاوت ام دی کارتون((جادوی هشتم))